زندگی نامه

26 مرداد سال 1367 شروع زندگیم در این کائنات بود. در یک خانواده متوسط زندگی را با پستی و بلندی هایی از سر گرفتم. همواره سوالات زیادی در ذهنم به وجود می آمد و برای بیشتر آن سوالات جواب هایی نداشتم. واقعیت جالبی هم در زندگی من وجود داشت ، از همت و پشتکار لازم برای ادامه تحصیل و کسب نمرات عالی چندان دل خوشی نداشتم طوری که همواره در خانه بحث این بود که پسر تو کی درس خواهی خواند؟!! مادرم چندین بار به مدرسه برای شکایت از وضعیت تحصیلی ام مراجعه نمود اما هر بار جواب های در خور توجهی گرفت . خدا سلامت کند همه معلمان زحمت کش آموزش و پرورش به خصوص آموزگاران دوره راهنمایی و ابتدایی ام را که به مادرم می گفتند: خانم این پسر نمراتش بسیار خوب است حال نمی دانیم شما از چه گله می کنید!

پدرم هم می گفت : پسر یا درست را درست و حسابی و با نمرات خوب بخوان یا برو از همین امروز دنبال کار… بعد ها خواهی دید که در دوستانت ، آنانی که راه تحصیل خوب را ادامه دادند موفق و آنانی که راه کسب و کار و تجارت را پیشه خود قرار دادند ، اندک درآمدی برای خود داشته و تو هنوز پا در هوایی!!

پخش تراکت بصورت دستی ، کار درلبنیاتی همراه پدر ، فروشندگی قطعات ماشین های سنگین در دیزل آباد ، فروشندگی در مغازه پدرم و… از جمله کارهایی بود که تا پیش از آغاز حرفه روزنامه نگاری انجام دادم.

چه باید کرد؟ جز اولین سوالاتی شد که در ذهنم آن هم در حوزه ای همواره می چرخید، پسر عمه روشنفکری هم داشتم که اکثرا از وضعیت اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی گرفته تا هر مسئله کوچک و بزرگ بحث می کردیم که بعدها “رضا نقش آرا” پسر عمه عزیزم را به دلیل بیماری که از کودکی در وجود او بود ، از دست دادم.

5 بهمن ماه سال 1384 زمانی که بنده دانش آموزه دوره دبیرستان بودم ، به سفارش والدین و بطور کامل اتفاقی تصمیم گرفتم به دفتر هفته نامه سهند که نزدیکی محله مان بود مراجعه و درخواست کار نمایم و از 20 بهمن با موافقت مدیر مسئول این نشریه کارم را شروع کردم.

در آن سال ها گرایش شدیدی به ورزش و اخبار ورزشی داشتم؛ همواره به استادیوم تختی محل برگزاری مسابقات لیگ آزادگان می رفتم و از نزدیک پیگیری بازی های تراکتور و ماشین سازی بودم. اینترنت و وسایل ارتباطاتی هم چندان همچون امروز همه گیر نشده بود، در خانه بر روی جعبه مقوایی جدول رده بندی مسابقات لیگ آزادگان را ترسیم و بازی ها را تحلیل می کردم که بعد ها این جدول توسط مادر معترضم تحویل دبیرستان علوی شد!

حدود یک و نیم سال در هفته نامه سهند به اطلاع رسانی در حوزه ورزش پرداختم که در آن سال ها همزمان با صلاحدید مدیر مسئول بیشتر اوقات در جلسات خبری غیر ورزشی نیز شرکت و اخبار آن جلسات را نیز پوشش می دادم.

بعدها جهت کسب تجربه بیشتر با هفته نامه های رزق و امید تبریز همکاری کردم که این همکاری به دلیل مشغله تحصیلی بنده و کنکور چندان طول نکشید و فروردین سال 1387 کار با روزنامه ساقی را آغاز نمودم که این همکاری تا سال مرداد سال 1390 ادامه داشت.

اوج فعالیت روزنامه نگاریم از سال 1389 و آشنایی با “ابوالفضل وصالی” (مدیر مسئول روزنامه توقیف شده ندای آذرآبادگان) آغاز شد. درآن سال روزنامه ساقی با تحریریه قوی که به خدمت گرفت توانست به یکی از نشریات تاثیرگذار در منطقه تبدیل شود که بنده نیز به تبع آن توانستم بر تجربه کاری خود بیفزایم.

کسب “رتبه برگزیده جشنواره تیتر مطبوعات و خبرگزاری ها” و “برگزیده جشنواره تیتر برتر محیط زیست شمالغرب کشور” در سال 1388 از جمله موفقیت های کاری بنده بود.

از ابتدای مهر 1390 تا کنون  در سمت دبیر تحریریه نشریه خوش خبر فعالیت داشته و همراه با “کریم دلاویز” مدیر مسئول خوش خبر ،  هر هفته با چاپ روزهای شنبه و سه شنبه در در بالاترین تیراژ نسبت به سایر نشریات محلی ، وظیفه اطلاع رسانی در کلانشهر تبریز را از طریق رسانه خود، برعهده داریم.

PrintFriendly and PDF

یک نظری بگذارید

آدرس ایمیلتان منتشر نمیشودگزینه های الزامی ستاره دار شده اند *

*

رفتن به بالا